بهگزارش قدس آنلاین، «مذاکره مستقیم با اسرائیل به جنگ داخلی در لبنان منجر میشود، نه صلح!» این هشداری است که پایگاه «میدل ایستآی» با آن به استقبال دور دوم مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل رفته است. «هشام صفیالدین» تحلیلگر مسائل منطقه در یادداشتی در این پایگاه خبری تحلیلی معتقد است، مسیر کنونی مذاکرات در واشنگتن نهتنها راهی برای آزادی سرزمینهای اشغال شده لبنان توسط رژیم صهیونیستی نمیگشاید، بلکه اختلافات داخلی را به اوج میرساند و لبنان را به سوی تشتت و تنش پیش میبرد. در گزارشی که میخوانید، مهمترین محورهای تحلیل او را مرور میکنیم.
در روزهایی که لبنان خود را برای دور دوم گفتوگوهای مستقیم با اسرائیل در واشنگتن آماده میکند، بوی باروت از جنوب به مشام میرسد و خیابانهای بیروت صحنه اعتراضهای مردمی است. وعده «صلح پایدار» از زبان دولت ترامپ، در عمل با بندهایی همراه شده که بیش از آنکه نویدبخش پایان درگیری باشد، بوی تسلیم و واگذاری حاکمیت را به مشام میرساند.
هشام صفیالدین در این گزارش تأکید میکند مفاد بیانیه وزارت خارجه آمریکا پس از دور اول مذاکرات، نهتنها متوازن نیست، بلکه آشکارا به برتری اسرائیل مشروعیت میبخشد. در این بیانیه، به اسرائیل «حق ذاتی دفاع از خود در هر زمان» داده شده، اما هیچ اشارهای به حق مقاومت لبنان در برابر اشغالگری نشده است. ادعای پایان وضعیت جنگی میان این دو نیز در حالی مطرح میشود که صهیونیستها نهتنها از مناطق اشغالی عقبنشینی نکردهاند، بلکه برعکس، چندین کیلومتر در خاک لبنان پیشروی کرده و خانهها را تخریب میکنند. نویسنده این را «طرح ایجاد منطقه امنیتی به سبک غزه» میخواند.
در واقع آنچه در حال رخ دادن است، بدتر از توافقهای نوامبر ۲۰۲۴ است. در آن زمان، اسرائیل موظف شده بود در مدت ۶۰روز به مرزهای بینالمللی عقب نشیند، اما امروز نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه با تشدید تجاوزها، عملاً مقاومت را ناگزیر از واکنش میکند. حزبالله نیز پس از ۱۵ ماه خویشتنداری در برابر بیش از ۱۰هزار نقض آتشبس از سوی اسرائیل، از دوم مارس نبرد تازهای را آغاز کرده است. به باور نویسنده، اگر مقاومت در برابر این نقضها سکوت میکرد، اعتماد اجتماعی از دست رفته و فلسفه وجودی آن زیر سؤال میرفت.
در این میانه، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله،به روشنی اعلام کرده این گروه هرگز نقضهای اسرائیل را تحمل نخواهد کرد. او اعلامیه یکجانبه آمریکا را «تحقیر کشور و میهن» خوانده و در مقابل، برنامه پنجمادهای شامل پایان دائمی تجاوزها، عقبنشینی به مرزهای بینالمللی، تبادل زندانیان، بازگشت آوارگان و بازسازی با کمک عربی و بینالمللی را پیشنهاد داده است.
اما شکاف اصلی، فراتر از میدان نبرد است. صفیالدین به ریشهایترین اختلاف لبنان در این مقطع اشاره میکند: دو راهبرد مقابله با اسرائیل. از یک سو، محور مقاومت به رهبری حزبالله که بر مقاومت مسلحانه تأکید دارد و از سوی دیگر جوزف عون، رئیسجمهور لبنان و نواف سلام، نخستوزیر که مسیر دیپلماسی و نزدیکی به عربستان و آمریکا را برگزیدهاند. در حالی که دبیرکل حزبالله از نقش ایران در ایجاد آتشبس سخن میگوید، عون از «دوست ترامپ» و متحدان عربی تشکر میکند.
نویسنده با لحنی هشدارآمیز مینویسد: اصرار بر مذاکره مستقیم با اسرائیل بدون ایجاد اجماع ملی درباره اهداف و خط قرمزهای آن، بحران اعتماد به دولت و ریاستجمهوری را عمیقتر خواهد کرد. او اشاره میکند حدود ۹۰درصد مردم لبنان با هر گونه عادیسازی روابط مخالفاند و اعتراضهای خیابانی آغاز شده است. تشبیه تلاش عون به رفتار انور سادات در مصر، اما با این تفاوت که جاده تلآویو برای او هموار نیست، نشان میدهد اسرائیل بدون خلع سلاح حزبالله و عادیسازی کامل روابط، امتیازی به طرف لبنانی نخواهد داد.
در نهایت، صفیالدین به این جمعبندی میرسد مادامی که توافقی جامع میان آمریکا و ایران -که دربرگیرنده لبنان باشد- حاصل نشود، هر گونه روندی جداگانه از سوی دولت لبنان یا نادیده گرفته میشود یا به تنشها و جنگ داخلی دامن میزند. خلاصه اینکه در جنوب، جنگ ادامه خواهد یافت و مردم این منطقه که با خاطره دههها مقاومت در برابر تجاوز و توسعهطلبی صهیونیستها عجین شدهاند، هزینههای سنگین را به جان میخرند، اما از مسیر آزادی کامل سرزمینشان بازنخواهند گشت. نویسنده در پایان تأکید میکند آنچه از راه سیاست حل نشود، نهایتاً در میدان نبرد تعیین تکلیف خواهد شد.





نظر شما